تبلیغات
شهید گمنام
شهید گمنام
شهدا ، شرمنده ایم ! 
قالب وبلاگ
نویسندگان
ابزار قوی
  

و در آن وقت حضرت زینب علیهاالسّلام آغاز خطبه كرد، و به خدا قسم كه من زنى با حیا و شرم ، اَفْصَح و اَنْطَق از جناب زینب دختر على علیه السّلام ندیدم كه گویا از زبان پدر سخن مى گوید، و كلمات امیر المؤ منین علیه السّلام از زبان او فرو مى ریزد، در میان آن ازدحام واجتماع كه از هر سو صدائى بلند بود به جانب مردم اشارتى كرد كه خاموش باشید، در زمان نفسها به سینه برگشت و صداى جَرَسها ساكت شد(354) آنگاه شروع در خطبه كرد و بعد از سپاس یزدان پاك و درود بر خواجه لَوْلاك فرمود: اى اهل كوفه ، اهل خدیعه و خذلان ! آیا بر ما مى گریید و ناله سر مى دهید هرگز باز نایستد اشك چشم شما، و ساكن نگردد ناله شما، جز این نیست كه مَثَل شما مَثَل آن زنى است كه رشته خود را محكم مى تابید و باز مى گشود چه شما نیز رشته ایمان را ببستید و باز گسستید و به كفر برگشتید، نیست در میان شما خصلتى و شیمتى جز لاف زدن و خود پسندى كردن و دشمن دارى و دروغ گفتن و به سَبْك كنیزان تملّق كردن و مانند اَعدا غمّازى كردن ، مَثَل شما مَثَل گیاه و علفى است كه در مَزْبَله روئیده باشد یا گچى است كه آلایش قبرى به آن كرده شده باشد پس بد توشه اى بود كه نفسهاى شما از براى شما در آخرت ذخیره نهاد و خشم خدا را بر شما لازم كرد و شما را جاودانه در دوزخ جاى داد از پس آنكه ما را كشتید بر ما مى گریید. سوگند به خدا كه شما به گریستن سزاوارید، پس بسیار بگرئید و كم بخندید؛

چه آنكه ساحت خود را به عیب و عار ابدى آلایش دادید كه لوث آن به هیچ آبى هرگز شسته نگردد و چگونه توانید شست و با چه تلافى خواهید كرد كشتن جگر گوشه خاتم پیغمبران و سیّد جوانان اهل بهشت و پناه نیكویان شما و مَفْزَع [= پناهگاه] بلیّات شما و علامت مناهج [= راههای راست] شما و روشن كننده مَحَجَّه [= راه آشکار] شما و زعیم و متكلّم حُجَج [=حجّت ها و براهین] شما كه در هر حادثه به او پناه مى بردید و دین و شریعت رااز او مى آموختید. آگاه باشید كه بزرگ وِزْرى براى حشر خود ذخیره نهادید، پس هلاكت از براى شما باد و در عذاب به روى در افتید و از سعى و كوشش خود نومید شوید و دستهاى شما بریده باد و پیمان شما مورث خسران و زیان باد، همانا به غضب خدا بازگشت نمودید و ذلّت و مسكنت بر شما احاطه كرد، واى بر شما آیا مى دانید كه چه جگرى از رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلّم شكافتید و چه خونى از او ریختید و چه پردگیان عصمت او را از پرده بیرون افكندید، امرى فظیع و داهیه عجیب به جا آوردید كه نزدیك است آسمانها از آن بشكافد و زمین پاره شود و كوهها پاره گردد و این كار قبیح و نا ستوده شما زمین و آسمان را گرفت ، آیا تعجّب كردید كه از آثار این كارها از آسمان خون بارید؟ آنچه در آخرت بر شما ظاهر خواهد گردید از آثار آن عظیم تر و رسواتر خواهد بود؛ پس بدین مهلت كه یافتید خوشدل و مغرور نباشید؛ چه خداوند به مكافات عجلت نكند، و بیم ندارد كه هنگام انتقام بگذرد و خداوند در كمینگاه گناهكاران است .
راوى گفت : پس آن مخدّره ساكت گردید و من نگریستم كه مردم كوفه از استماع این كلمات در حیرت شده بودند و مى گریستند و دستها به دندان مى گزیدند. و پیرمردى را هم دیدم كه اشك چشمش بر روى و مو مى دوید و مى گفت :
شعر : كُهُولُهُمْ خَیْرُ الْكُهُولِ وَ نَسْلُهُمْ -
اِذا عُدَّ - نَسْلٌ لایَخیبُ وَلایَخْزى (355)
[= پیران آنها بهترین پیرانند و نسل ایشان – هرگاه که شمرده شوند – نسلی هستند که نا امید و خوار بحساب نمی آیند].س. و به روایت صاحِب (احتجاج) [شیخ طبرسی ره] در این وقت حضرت على بن الحسین علیه السّلام فرمود: اى عمّه ! خاموشى اختیار فرما و باقى را از ماضى اعتبار گیر و حمد خداى را كه تو عالمى مى باشى كه معلم ندیدى ، و دانایى باشى كه رنج دبستان نكشیدى ، و مى دانى كه بعد از مصیبت جزع كردن سودى نمى كند، و به گریه و ناله آنكه از دنیا رفته باز نخواهد گشت (356).
و از براى فاطمه دختر امام حسین علیه السّلام و امّ كلثوم نیز دو خطبه نقل شده لكن مقام را گنجایش نقل نیست . سیّد بن طاوس بعد از نقل آن خطبه فرموده كه مردم صداها به صیحه و نوحه بلند كردند و زنان گیسوها پریشان نمودند و خاك بر سر مى ریختند و چهره ها بخراشیدند و طپانچه ها بر صورت زدند و نُدبه به ویل و ثبور آغاز كردند و مردان ریشهاى خود را همى كندند و چندان بگریستند كه هیچگاه دیده نشد كه زنان و مردان چنین گریه كرده باشند.


[ دوشنبه 7 مهر 1393 ] [ 09:07 ب.ظ ] [ Iranianpmb ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

Iranian P M B


بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ


به نام خداوند بخشنده مهربان


اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن


خدایا، ولىّ‏ ات حضرت حجّة بن الحسن


صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی


كه درودهاى تو بر او و بر پدرانش باد


هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی كُلِّ سَاعَةٍ


در این لحظه و در تمام لحظات


وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ


سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر


دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ


و راهنما و دیدبان باش، تا او را به صورتى


طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"


كه خوشایند اوست ساكن زمین گردانیده،


و مدّت زمان طولانى در آن بهره‏مند سازى
نوا